اولین خرابکاری
من اولین خرابکاری زندگی ام رو تو 7 ماه و یک روزگی ام انجام دادم و گردنبند مامان خودمو کشیدم تاببینم چه اتفاق با مزه ای می افته و فهمیدم که اون فقط پاره شد.
کم کمک دارم شیطونی هام زیاد میشه جیغهای بلند می کشم تا به خواسته هام برسم ولی مامانم توجه نمی کنه و دوبارع جیغ می کشم تا ببینم تو این مسابقه جیغ کی برنده میشه..
چند وقتیه دمر می خوابم تا شیر بخورم هرچی هم مامانم میگه اینجوری نمیشه شیر خورد گوش نمی دم و با برگشتن به حالت خواب دوباره یه ملق می زنم و دمر میشم اینجوری بهتره به نظر من.
سه روز پیش مامانم منو برد آرایشگاه تا فر موهامو کوتاه کنه منم از خانم آرایشگر ترسیدم چون ماسک رو صورتش بود و گریه کردم. فکر کنم از اینکه یکم موهام کوتاه شد هم یکم ناراحت شدم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین خرابکاری
