گلدونه خونه ماگلدونه خونه ما، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

مــــــــــــادرانـــــــــــــــــــه

روزانه های دختر بانو 2

1394/2/14 13:16
نویسنده : گلی جون
148 بازدید
اشتراک گذاری

گاهی اوقات محبتهایت بی مقدمه است و یکهو آدم تو شک می مونه و دلش می خواد تو اون لحظه بخورتت

بی هیچ کلامی در مکانی نا مانوس یا مانوس دستانم را می بوسی و نوازشم می کنی در آن لحظه بهترین شادی را در وجودم می توانی ببینی خوشحالی و شعفی که شاید به راحتی بدست نمی آید ولی آن لحظه بهترین لحظات من است.

برای کارهایت اجازه می گیری و می گویی می شه موبایلت رو بدی ساعت بیاد اینجا ازم بگیری و مگر میشود با این طرز گفتار تو به تو نه گفت؟؟ نمی دانم محبت را از کجا گرفته ای ولی دخترکم همیشه همین طور عاشق و مهربان بمان.

هنگام خواب بغلم می کنی و مرا می بوسی و من لبخند شعفم همچنان پابرجاست.

وقتی خرابکاری می کنی و می دوی و میایی می گویی ببخشید مامان دیگه این کارو نمی کنم ولی زودی از یادت می رود و ممکن است باز هم همان کار را بکنی و دوباره همین روند عذرخواهی پابرجاست.

برای پدرت کادویی گرفتیم به مناسبت روز پدر و تولدش با اشتیاق هنگامی که شب پدرت به خانه آمد دویدی و کادو را بهش دادی و گفتی happy birthday و زود از پدرت خواستی تا لباسش را عوض کند تا پیراهنی که برایش خریدی را بپوشد و با خوشحالی فریاد می زدی اینو من خریدم خوشگله .

روز پدر با عمو و دخترعمویت به ماسوله رفتیم و یک شب در انجا ماندیم و مدام می گفتی دارم کیف می کنم.

دخترکم مهربانکم دوستت دارم. همیشه از خدا می خواهم لبخند بر لبان مهربانت جاری باشد.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)