اندر حکایت سفر به ایران (قسمت اول)
بعد از یک ماه با این سرعت اینترنت ایران من اومدم تا از لحطه پرواز تا امروز بنویسم......... این قسمت اولشه.................. صبح ساعت 11 یعنی 28 اردیبهشت ما پرواز داشتیم و ما هم زودی از خواب بیدار شدیم راهی فرودگاه خیلی زودتر از همه زسیده بودیم صبحانه رو فرودگاه خوردیم و تا لحظه گرفتن چمئونها رسید بله نوبت ما شد... وقتی رفتیم از قبل هم می دونستیم اضافه بار داریم با هزار التماس و این ور اونور یه 70 کیلویی رو تونستیم زیر سیببیلی رد کنیم ولی بازم 6 کیلو اضافه بود منم تو این فرودگاه دیگه اعصاب درست حسابی برام نمونده بود و شوق وذوق ایران داشتم تا هرچه زودتر برم تو هواپیما... مجبور شدم این 6-7 کیلو رو از لباسهای نازنینم کم کنم و یه خ...
نویسنده :
گلی جون
23:12


